Category: آیت الله جوادی آملی

اگر کسی بخواهد پشت پرده غیب را ببیبند …

ما الآن داریم دهه پُر برکت «ذی ‌الحجّه» را پشت سر می‌گذاریم و این پایان آن دوره چهل روز, اربعین کلیمی(سلام الله علیه) است. لابد ملاحظه فرمودید که اول «ذی ‌القعده», فرصت مناسبی برای اربعین‌گیری بود. در تمام مدت عمر و ایام سال اربعین‌گیری فرصت زرّین و پُر برکتی است؛ منتها در این چهل روز; یعنی اول «ذی ‌القعده» تا ده «ذی ‌الحجه»،j0000 این اربعین کلیمی اثر خاص دارد که وجود مبارک موسای کلیم(سلام الله علیه) این چهل شبانه‌روز را مهمان ذات اقدس الهی بود. اینکه در دهه اول «ذی ‌الحجه» مستحب است که در بین نماز مغرب و عشا دو رکعت خوانده شود، بعد از «حمد» و سورهٴ مبارکهٴ «توحید» آیه: ﴿وَ واعَدْنا مُوسی ثَلاثینَ لَیْلَهً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ میقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعینَ لَیْلَهً وَ قالَ مُوسی ِلأَخیهِ هارُونَ اخْلُفْنی فی قَوْمی وَ أَصْلِحْ وَ لا تَتَّبِعْ سَبیلَ الْمُفْسِدینَ﴾، [۱۵]این دو رکعت نماز که بین نماز مغرب و عشا خوانده شود، ادامه نوشته

«من دون الله» هیچکس را آستر زندگی‌ و «بِطَانَه» خود قرار ندهید

وجود مبارک فاطمه زهرا(سلام الله علیها) بیتش بیت توحید و تعلیم و تزکیه بود؛ یعنی همان کاری که ذات اقدس الهی وظیفه انبیا(علیهم السلام)، مخصوصاً وجود مبارک حضرت قرار داد ﴿یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَهَ﴾،[۱] وجود مبارک زهرا(سلام الله علیها) در عین خانه‌داری, ذکری که بر زبان مطهّرش جاری بود توحید بود و فرزندش وجود مبارک امام حسن(علیه السلام) همین که به حرف آمد و به جایی رسید که کلماتی بفهمد، وجود مبارک صدیقه کبرا به او معالم توحید تعلیم داد؛ «طُوبَی لِمَنْ هُدِیَ لِلْإِسْلَامِ»[۲] این حرف‌های عادی حضرت در خانه است که مشغول انجام کار بود، نه اینکه در جمع زنان؛ آن جمع زنان و خطبه‌ها حساب دیگری بود. «طُوبَی‏ لِمَنْ‏ هُدِیَ‏ لِلْإِسْلَامِ وَ کَانَ عَیْشُهُ کَفَافاً وَ قَنِعَ‏ بِه»؛ خوشا به حال کسی که به اسلام هدایت شده است. این «طوبی» یک درخت طیّب و طاهری است که دو حدیث درباره همین درخت از وجود مبارک پیغمبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) وارد شده است؛ b-j006در محفلی وجود مبارک حضرت فرمود: «طوبی» شجره‌ای است در بهشت که ریشه آن در خانه من است، در مجلس و محفلی دیگر فرمود «طوبی» شجره‌ای است که ریشه‌ آن در خانه علی‌بن‌ابی‌طالب(سلام الله علیه) است؛ یکی از اصحاب به حضرت عرض کرد ما قبلاً از شما شنیدیم که فرمودید «شجره طوبی» ریشه‌اش در خانه من است و الآن می‌فرمایید که در خانه علی‌بن‌ابی‌طالب است، فرمود هر دو حق است و هر دو را گفتم، چون «دَارِی‏ وَ دَارَ عَلِیٍّ وَاحِدَه»؛[۳] خانه من و خانه علی در قیامت یکی است. اگر او نفس وجود مبارک پیغمبر شد، خانه ایشان هم یکی می‌شود؛ البته نه وحدت زمانی یا زمینی, وحدتی که مناسب با آن عالم باشد، فرمود: «دَارِی‏ وَ دَارَ عَلِیٍّ وَاحِدَه». این «طوبی» برای کسی است که «هُدِیَ إِلَی الإِسْلامِ وَ کَانَ عَیْشُهُ کَفَافًا وَ قَنَعَ بِهِ»؛ او به یک روزی حلال بسنده کرده است و به چیزی که باید بگذارد و برود دل نمی‌بندد، چون یک بار سنگینی است؛ چیزی را که انسان دل ببندد و آن انسان را رها نکند و نه تنها رها نکند، بیاید باری هم بر روی دوش او شود، آدم عاقل این کار را نمی‌کند.
ادامه نوشته

تمام کوشش و تلاش آیات قرآن این است که ما را موحد بار بیاورد

اگر خدای سبحان خواست چیزی به مومن عطا کند، کریمانه عطا می کند. خداوند می‌فرماید شما هم با زیردستان خود کریمانه رفتار کنید. جامعه را نباید اطعام کرد بلکه باید اکرام کرد. قرآن نمی‌خواهد فقط شکم مردم سیر باشد، غرض اصلی قرآن اکرام مردم است. باید آبروی مردم تامین شود. خدای سبحان سالن تدریسی دارد که مدرس آن اکرام است و اگر گفتند به اخلاق اسلامی تاسی کنید یعنی با کرم و اخلاص زندگی کنیم.j12 خداوند می فرماید کسی که از ما روی برگردان است مشکل خودش است و باید این مشکل را برطرف کند. در عین حال خداوند بشارت می‌دهد که اگر کسی مشکلی پیدا کرد ولی با ایمان و با تقوا باشد خدا می‌تواند از راه‌هایی که همان فرد دوست دارد مشکلش را حل کند و روزی او را تامین کند.خداوند این برکت توحید و ایمان به غیب را به عنوان بهترین نشانه کرم به افراد مومن می دهد.  ادامه نوشته

اخلاق باید امر حقیقی باشد نه اعتباری

«اخلاق اگرچه یک سلسله بایدها و نبایدها است و به حسب ظاهر از عناوین اعتباری است، اما از آن جا که انسان یک حقیقت خارجی است (یک) و در حال تکامل و پویایی است (دو) و تکامل او هم اعتباری نیست، بلکه امری حقیقی است (سه) بنابراین آن اموری که باعث تکامل انسان است باید امری حقیقی باشد (چهار)؛ این امر لازمۀ عناصر یاد شده است. بنابراین اگرچه ظاهرا اخلاق، باید و نباید اعتباری است اما یک پشتوانه حقیقی هم خواهد داشت. روشن شد که مسائل اخلاقی هم مسبوق به حقایق خارجی است و هم ملحوق به حقایق خارجی. مسبوق به حقایق خارجی است زیرا از ملاک ها، مصالح و مفاسد واقعی نشأت می گیرد؛b-j006 یعنی اگر چیزی حرام شد یک مفسده واقعی در خارج هست که باعث حرمت این کار می شود و اگر چیزی واجب شد یک مصلحت خارجی و واقعی هست که باعث وجوب این کار می شود؛ هرگز چیزی بدون مصلحت و ملاک، واجب یا حرام نخواهد شد. علاوه بر این ملحوق به امور حقیقی نیز است؛ برای این امر شواهد فراوانی در قرآن کریم وجود دارد مثلا این که می گوییم نباید ظلم کرد و ظلم حرام است، این گونه عناوین گرچه اعتباری اند، اما برابر آیات قرآن کریم پیامدهای حقیقی دارند؛ مثلا به این آیه سوره مبارک جن توجه کنید که می فرماید: «وَ أَمَّا الْقَاسِطُونَ فَکانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَباً» یعنی شخص ظالم در قیامت خودش هیزم جهنم می شود.» ادامه نوشته

نمونه ای از عبادت عارفانه مولا علی(ع)

برگرفته از کتاب حیات عارفانه امام علی(ع)،حضرت آیت الله جوادی آملی،ص۶۲

… دو شتر فربه برای رسول‏ اکرم‏ صلی الله علیه و آله و سلم به‏ عنوان هدیه فراهم شد.آن حضرت… به اصحاب فرمود: آیا در بین شما کسی است که دو رکعت نماز با وضو وخشوعِ تمام، اجزا و شرایط آن را به‏ جا آورد و به‏ هیچ‏ وجه درباره دنیا نیندیشد، تا من یکی از دو ناقه را به او بدهم. فقط علی بن‏ ابی‏طالب(علیه السلام) مدعی شد و… چنین نمازی را انجام داد. 02111301

جبرئیل نازل شد وعرض کرد:خدا بر تو سلام می‏ کند ومی‏ گوید یکی از دو شتر را به علی(علیه السلام) عطا کن. رسول‏ اکرم‏ صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: شرط،آن بود که‏ به‏ چیزی از امور دنیا فکر نکند و علی(علیه السلام) در تشهد به فکر این بود که کدام شتر را دریافت کند. جبرئیل گفت… فکر علی(علیه السلام) آن بود که فربه‏ تر وبزرگ‏تر را بگیرد ونحر کند وبرای وجه‏ الله صدقه دهد واین فکرْ الهی بود، نه دنیایی و رسول گرامی‏ صلی الله علیه و آله و سلم گریست و هر دو شتر را به علی‏ بن ابی‏طالب(علیه السلام) داد. آن حضرت نیز هر دو شتر را نحر کرد و هر دو را صدقه داد.

Ver peliculas online