Category: آیت الله حسن زاده آملی

انسان موجود ممتدّى به امتداد نظام هستى است

انسان موجود ممتدّى به امتداد نظام هستى است. مرتبت مادّى آن به نام بدن مبدأ تکوّن او در تحت تدبیر متفرد به جبروتست هُوَ الَّذِی یُصَوِّرُکُمْ فِی الْأَرْحامِ کَیْفَ یَشاءُ «۲»؛ و به هر اندازه ارکان مزاج بایسته ‏تر، و اعتدال مزاج شایسته‏ تر، و اندام آدمى موزون و آراسته ‏تر،h312 و تندرستى آن دلخواسته ‏تر بود قابلى قویتر و شریفتر براى‏ بفعلیت رسیدن کمال انسانى وى بود، چه این که بدن انسان و جمیع قوا از طبع تا عقل وی وسائل پیشرفت و تور شکار اویند، و انسان با حفظ وصف عنوانى انسان شکار او علوم و معارف و درک حقائق است، نگاه داشت حدّ این آلت شکار و وسیله نیل بکمال به نعمت بود دانش پزشکى و وجود دانشمند پزشک است.

ادامه نوشته

دهان، باب ‌الله است

پرحرفی و قساوت قلب

شیخ طوسی از پیامبر اکرم(ص) نقل می‌کند که آن حضرت فرمودند: «در غیر یاد خدا، زیاد سخن نگویید، زیرا سخن زیاد در غیر یاد خدا، سبب قساوت قلب می‌شود؛ چه اینکه، دورترین مردم از خدا کسی است که قساوت قلب داشته باشد». شیخ طوسی این حدیث را به عنوان اولین حدیث کتاب «امالی» خود قرار داده است و این حکایت از عنایت خاص ایشان به آن حدیث و به این مطلب است.hasanzadeh1

شیخ کلینی نیز، آن را به اندک اختلافی از امام صادق(ع) نقل کرده است که امام صادق(ع) فرمودند: حضرت مسیح(ع) می‌فرمودند: «در غیر یاد خدا، زیاد سخن مگویید، زیرا کسی که در غیر یاد خدا زیاد سخن می‌گویند، قسی‌القلب و سخت دل می‌شوند، گرچه خودشان ندانند».

مجلس سکوت!

حضرت استاد به حق عامل به این دستورالعمل هستند سنجیده و کم، ولی عمیق سخن می‌گفتند، در درس از سخنان حاشیه‌ای و زینت بخش پرهیز می‌کرده و گزیده گوی بودند و نغزپرداز و حقیقتاً مصداق این شعر که:

کم گوی و گزیده گوی چون در/ تا ز اندک تو جهان شود پر

یکی از درس‌های بزرگی که از سال‌ها حضور در محضر استاد علامه حسن زاده آملی گرفتیم سکوت و کم گویی ایشان بود، با آمدن حضرت استاد به محل درس هاله‌ای از سکوت بر مجلس حکمفرما می‌شد و تا آغاز رسمی درس، این چند دقیقه، مجلس، مجلس سکوت بود.

دهان، باب ‌الله است

آن روز نیز حضرت استاد به سالکان وادی عشق و معرفت هشدار دادند: دهان باب ‌الله است، صادرات و وارداتش را کنترل کنید، دهان گوش جان است، سعی کنید چانه‌تان را عقل بچرخاند.

ادامه نوشته

پیر را بگزین که بی پیر این سفر/هست پر آفت و خوف و خطر

در باب (( سین )) از کتاب اصطلاحات عارفان بالله از عارف عبد الرزاق قاانى چنین آمده است : (( سفر توجه قلب به حق است ، و سفرها چهارند:

 سفر اول : سیر از منازل به سوى خدا (الى الله ) تا رسیدن به افق مبین که نهایت مقام قلب و مبداى تجلیات اسمایى است .

سفر دوم : سیر در خداى تعالى (فى الله ) به این که به صفاتش متصف شود و به اسمایش متحقق شود تا به افق اعلى برسد که همان نهایت مقام روح و حضرت واحدیت مى باشد.

hasanzadeh

سفر سوم : ترقى به عین جمع و حضرت احدیت است و این مقام تا هنگامى که دوگانگى باقى باشد (( قاب قوسین )) است و به هنگامى که دوگانگى از بین رود (( مقام او ادنى )) و نهایت ولایت است .

 

سفر چهارم : سیر بالله عن الله براى تکمیل است و آن مقام فناى بعد بقاء و فرق بعد از جمع مى باشد

 

منبع:عیون مسائل نفس و شرح آن ، ج ۲، ص ۱۸۹

 

ما جز وجود نیستیم و جز وجود را نداریم و جز وجود را نمى یابیم

 

آیت الله حسن زاده آملی :

وجود است که مشهود ما است ما موجودیم و جز ما همه موجودند ما جز وجود نیستیم و جز وجود را نداریم و جز وجود رانمى یابیم و جز وجود را نمى بینیم . وجود را در فارسى به هست و هستى تعبیر مى کنیم . در مقابل وجود عدم است که از آن به نیست و نیستى تعبیر مى شود . و چون عدم نیست و نیستى است پس عدم هیچ است و هیچ چیزى نیست تا مشهود گرددو اگر بحثى از عدم پیش آید به طفیل وجود خواهد بود . پس وجود است که منشا آثار گوناگون است و هر چه که پدید مى آید باید از وجود باشد نه از عدم . و من بدیهى تر از این درس چیزى نمى دانم . این بود سخن ما در این درس و خلاصه اینکه جز هستى چیزى نیست و همه هستند و هر اثرى از هستى است .has

ادامه نوشته

کلمه ۵۱ رساله صد کلمه در معرفت نفس

آنکه در رشدخود دقت کند، میبیند او را دو گونه غذا باید :غذائى که مایه پرورش تن اوست وغذائى که مایه پرورش روان اوست. و هریک را دهانى خاص است :

دهان آن، دهانست، و دهان این گوش. نه ازغذاى تن روان پرورش ‍ مى یابد وفربه میشود، ونه ازغذاى روان تن .hasanzadeh1

آب مظهر و ظلل حیات و علم است ، و تن مرتبه نازله نفس و ظل آن است . تن تشنه آب خواهد که ظل حیات است ، و روان تشنه علم خواهد که اصل آن است .

امام ملک و ملکوت ، صادق آل محمد صلى الله علیه و آله در تفسیر طعام کریم فلینظر الانسان الى طعامه  فرمود: علمه الذى یاخذه عن یاخذه . بنگر که غذاى جسم و جان تو چگونه است؟ بدان که غذا باهمه اختلاف انواع وضروب آن، مظهر بقاء و از سد نه اسم قیوم و با مغتذى مسانخ است ، و تغذى حب دوام ظهور اسم ظاهرو احکام آن است .

Ver peliculas online