غریزه واقع بینى انسان

وقتى که انسان، غریزه واقع بینى خود را به کار انداخت، به هر گوشه و کنار جهان آفرینش که نگاه کند، دلایل فراوانى بر وجود پروردگار و آفریننده جهان مى‏بیند، زیرا انسان با غریزه واقع خود درک می کند که هر یک از این آفریده‏ ها که از نعمت هستى برخوردارند و هر کدام در هستى خود خواه ناخواه راهى معین می پیماید و پس از چندى جاى خود را به دیگران می دهند

، هرگز نقد هستى را خودشان به خودشان ارزانى نداشته‏ اند و راه منظمى را که می پیمایند خودشان براى خودشان اختراع نکرده‏ اند و کمترین مداخله‏ اى در ایجاد و تنظیم خط سیر هستى خود ندارند، زیرا خود انسان، انسانیت و خاصیت‏هاى انسانى را براى خود اختیار و انتخاب نکرده، بلکه انسان آفریده گشته و خاصیت‏هاى انسانى به وى ارزانى شده است.

هم‏چنین غریزه واقع بینى انسان هرگز نمی ‏پذیرد که این همه اشیاء خود به خود از راه «اتفاق» به وجود آمده باشد و نظامى که در هستى دارند. سرسرى و بدون حساب‏ پیدا شده باشند، در صورتى که وجدان انسان چنین اتفاق را در چند آجر پاره ‏اى که به طور منظم روى هم چیده شده باشد نمی پذیرد. این است که غریزه واقع بینى انسان، اعلام می دارد که جهان هستى حتماً تکیه گاهى دارد که منبع هستى و ایجاد کننده و باقى نگهدارنده جهان است و آن هستى بی پایان و منبع علم و قدرت، خداست که نظام هستى از دریاى وجود او سرچشمه میگیرد.

چنان که خداى متعال میفرماید:  الَّذِی أَعْطى‏ کُلَّ شَیْ‏ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى (سوره طه/۵۰)

کتاب تعالیم اسلام، ص: ۶۵

Comments are closed.

Ver peliculas online